روزگاری دل من خوب به دریا می زد
طعنه برهرم نفسهای مسیحا می زد
عشق در جذبه چشمان تو می دید و شبی
آتش عشق تو را بر سر و بر پا می زد
شب گیسوی بلندت ، غم چشمان سیاه
بوسه بر بوسه که لب در شب یلدا می زد
من و تو عطر گل نرگس و مریم شده ایم
بوی این عشق به دل ، رایحه ما می زد
روزگارم به سیاهی همچو چشمانت بود
دل من رنگ صبوریش به دریا می زد